السيد الطباطبائي

46

رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )

موافقت ايشان نيست ، پس بهتر اين كه اين آقايان خودخواه را به حال خود بگذاريم : « بگذار تا بميرند در رنج خودپرستى » . آرى اسلام از هر راه ممكن تعليمات عاليه خود را براى ما قابل هضم قرار مىدهد . از راه « ارشاد مولوى » و از راه « استدلال و بيان منطقى » و از راه « ولايت و كشف » . پر روشن است كه انسان براى درك و دريافت هيچ تعليمى ، راهى جز اين سه راه ندارد ، چنان كه مثلًا بيمارى كه به پزشك مراجعه مىنمايد ، يا متن دستور معالجه را از مقام پزشكى كه مقامى صلاحيت‌دار و مطاع است ، دريافت مىكند ، يا در صورتى كه توانايى درك را داشته باشد از راه استدلال درك مىكند ، يا از راه مشاهده تأثير رضايت‌بخش همين دستور در مثل همين مرض ، خواسته خود را مىيابد و همچنين شاگردى كه به تعلّم يك زبان غير مادرى مىپردازد ، يك لغت را مثلًا از آموزگار صلاحيت‌دار خود اخذ مىكند ، يا از راه استدلالى كه از دستور زبان مثلًا اخذ شده به دست مىآورد ، يا از اين راه كه همان واژه را در همان معنا با اهل لسان به كار برده دلالتش را احراز مىنمايد . و به همين ترتيب در هر موردى كه خواسته باشيم به عنوان يك فرد انسان درك كننده چيزى قابل درك را درك كنيم ، با يكى از اين سه راه ( يا با بيشتر از يكى ) درك مىنماييم . اگر ممكن است از راه عيان مشاهده نايل مىشويم و اگر نه غايبانه از راه استدلالى كه با منطق خدادادى خود دستگيرمان مىشود ، به دست مىآوريم و اگر نه از كسى كه مطلب مزبور از راه مشاهده يا عيان و قياس و استدلال به‌دست آورده فراگرفته تابع نظر وى مىشويم ( البته در اين صورت صلاحيت‌دار بودن نظر وى را از راه مشاهده و يا استدلال بايد اثبات كرده باشيم اگرچه به مشاهده يا استدلالى كردن خود مطلب توانايى نداشته باشيم ) اين است مجموع راه‌هايى كه انسان با هدايت دستگاه آفرينش مىپيمايد .